افلاطون می گه: " اگه با دلت چيزی يا کسی رو دوست داری زياد جدی نگيرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چيزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه

چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!! ![]()

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایست
ببین مرگ مرا در پیش که مرگ من تما شایست
مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن
دروغ این بودم ازدیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذار از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از انچه بودم و هستم
دلم چون دفتری خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود در دمن بودند گمان کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی که هم اواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند 



کاشکی یه روز ببینمت که دل سپردی به کسی،بشکندش تا بدونی چه سخته درد بی کسی ...
کاشکی فقط با یک نگاه تو دام اون اسیر بشی بخوای تو دامش بمونی پرت بده رها بشی...
کاشکی وقتی عاشق شدی دلت و پیش کشش کنی بعدش اون و بشکندش نتونی نفرینش کنی...
کاشکی ۲باره جون بدی در قلبه من با نفسی کاشکی(شاید) به اخر برسه لحظه های بی کسی...
کاشکی درست زمانیکه فکر میکنی اون ماله توست ببینی با کسه دیگست خیاله اون نصیبه توست
کاشکی که با وفا بشی با من مثله گدشته ها دلم از عشقه تو می گفت به جای این گلایه ها...

روی دروازه قلبم نوشتم: ورود ممنوع !!!!!!*** ***
دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت.!!!!!
*** *** اميد مضطرب آمد . گفتـم بخوانش. خـوانـد و
بازگشت.!!!!*** *** آرزو با دلهره آمد.گفتم بخوانش
خواند و بازگشت ... !!!*** ***عشق خنده کنان آمد!
گفتم خوانديش؟ گفت: من سواد ندارم
بس که دیوار دلم کوتاه است
هرکه از کوچه تنهایی ما میگذرد
به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشد ومیگذرد



خیلی زیباست نه؟

تقدیم به تو با یه دنیا محبت

): زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ** زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود ** زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ** زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود ** زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود ** زيباترين هديه عمرم محبت توبود
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا وقشنگ
انکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
مرده ام در كوچه های بی كی كسی
سنگ قبرم را نمی سازد كسی
عاقبت خاكسترم را باد برد
آخرین یارم مرا از یاد برد





![]()




ساحل افتاده گفت : هیچ نه معلوم گشت
آه که من کیستم
موج ز خود رسته ای تیز خرامید و گفت :
هستم اگر می روم گر نروم نیستم


دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز



آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.
فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.
پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را
در یک روز به دست بیاورم.
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند،
بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم،
بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم.
آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند،
اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که
در حال بالا رفتن از کوه هستید.
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد ...
1: قلبت را از نفرت آزاد کن
2: ذهنت را از نگرانی رهایی بخش
3: ساده زندگی کن
4: بیشتر ببخش
5: کمتر انتظار داشته باش![]()
یه جایی،یه شبی،با یه کسی در مورد (عشق) و(دیوونگی) و فرق بینشون صحبت میکردیم
به نظرمن عشق چیز خوبیه و یا اگه واسه کسی پیش بیاد بد نیست
یه مقولیه کاملا فراگیره و برای هر کسی تو هر شرایطی ممکنه پیش بیاد
زود اتفاق می افته خیلی زودم میتونه ازبین بره
پس فانیه
دقت کن: عشقبازی
میشه نتیجه گرفت عشق یه نوع بازیه که میشه اثباب این بازی رو تغیر داد و میشه عاشق خیلی چیزها بود پس واحد نیست
بعضی ها فکر میکنن عاشق از همه چیزش میگذره تا به معشوقش برسه
شایدم درست باشه ولی با این کار چیزی رو از دست میده تا به یه چیز دیگه برسه
پس عشق یه نوع معاملست
حالا در مقابل به دیوونگی فکر کن
به این راحتی نمیشه دیوونیه کسی شد،دیر اتفاق می افته و اصلا درمونیم نداره
پس واحده و فانی نیست
میره توی وجودت، تمام جسمت رو فرا میگیره شوخی هم نداره
پس یه بازی نیست
یه مجنون تمام هستی شو به پای لیلیش میریزه حتی اگه در قبالش چیزی به دست نیاره پس تو دیوونگی معامله ای نیست
اگه قراره چیزی رو دوست داشته باشی اول دیوونش باش سعی کن از سر عاقلی دیوونه بشی و از سر دیوونگی دیوونگی کنی
فقط مراقب باش تو دنیای دیوونه ها دیوونگی کنی
چون خارج از این دنیا همه ادما عاشق هستن

سنگ بمیرم.
من آمده بودم كه تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به
فرسنگ بمیرم.
تقصیر كسی نیست كه اینگونه غریبم شاید كه خدا
خواست كه دلتنگ بمیرم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خدایا می خواهم ...
تَوان آن را داشته باشم که ادامه دهم اگر زمانه بر وفق مراد نگشت از نو آغاز کنم زیبایی را ببینم هنگامی که دیگران ناتوان از دیدانند می خواهم... امید رویایی نو داشته باشم و شکیبا تا رویاهایم همچنان ادامه یابد... و خردمند آنگونه که به آینده چشم داشته باشم...
خط آخر... همه گناهکارند....هیچ کس از خود ما گناهکارتر نیست بالاترین...بالاترین خودت باش... آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبرو شوی . آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول کنی که نمی توانی همه ی کارها را به تنهایی انجام دهی . و در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند بخشنده باش . در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول کنی در مورد همه چیز آگاهی نداری . آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی . شادی هایت را با دیگران تقسیم کن . در غم و اندوه دیگران شریک شو . راهنمای افرادی باش که خود را گم کرده اند . هنگامی که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده اند . اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی آخرین کسی باش که از رفیق شکست خورده ات انتقاد می کنی . برای اینکه دچار اشتباه نشوی از جایی که قدم بعدیت را می گذاری مطمئن شو . از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروی . با کسانی که به تو عشق می ورزند مهربان باش . و بالاتر از همه خودت باش...

وقتی که خاکم می کنن بهش بگین پیشم نیاد بگید که رفت مسافرت بگید شماره ای نداد یه جور بگید
که آخرش از حرفاتون هول نکنه طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه . دونه به دونه عکسامو بردارید
آتیش بزنید هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید نزارید از اسم منم یک کلمه جا بمونه نمی خوام
هیچ وقت تنم توی گورم بلرزونه.. برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره...برو نمی خوام ببینی
خونه ی من خالی شده همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده اونکه می گفت می مرد برات دیدی
که راست راستی مرد.رفت و همه خاطراتشم بخاطرت برداشت و برد . بهش بگین نشست به پات بهش
بگین نیومدی بگین هنوز دوست داره با اینکه قیدش و زدی.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
من / عشق


